درثنای الله پاک

                      تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

                                بسم الله الرحمن الرحیم

  

         حمد بی حدمرخدائی پاک را      آنکه ایمان داد مشت خاک را

      آنکه درآدم دمیداوروح را        دادازطوفان نجات اونوح ر 

آنکه فرمان کردقهرش بادرا           تاسزائی کردقوم عادرا


  آنکه لطف خیش رااظهارکرد        باخلیلش نارراگلزارکرد 

آن خداوندئی که هنگام سحر       کرد قوم لوط را زیر وزبر

  سوئی اوخصمی که تیرانداخته          پشه کارش کفایت ساخته

 آنکه اعذارابدریاکشید      ناقه راازسنگ خارابرکشید


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

   درثنائی  پیامبر      صلی  الله   علیه وسلم

  زبان توبود دردهان جائی گیر           ثنائی  محمد   بود  دل   پذیر

حبیب خدا اشرف انبیا                  که عرش مجیدش بودمتکا

 سوارجهان گیریکران براق          که بگذشت ازقصرنیلی رواق

درمراقبت حال

سر مقصود را مراقبه کن!.... نقد اوقات را محاسبه کن!  باش در هر نظر ز اهل شعور! که به غفلت گذشته يا به حضور! هر چه جز حق ز لوح دل بتراش! بگذر از خلق و، جمله حق را باش! رخت همت به خطه ی جان کش بر رخ غير، خط نسيان کش! در همه شغل باش واقف دل! تا نگردی ز شغل دل غافل! دل تو بيض های ست ناسوتی حامل شاهباز لاهوتی گر ازو تربيت نگيری باز آيد آن شاهباز در پرواز ور تو در تربيت کنی تقصير گرد از اين و آن فسادپذير تربيت چيست؟ آنکه بی گه و گاه داری اش از نظر به غير نگاه بگسلی خويش از هوا و هوس روی او در خدای داری و بس!

بی نظیربودن بهشت برین

بی‌نظیر بودن بهشت نعمتهایی که خدا در بهشت برای بندگان پرهیزگارش آماده نموده است، از کرم، جود و بخشش الهی سرچشمه گرفته‌اند و برخی از آنها برای ما توصیف شده است، اما آنچه خداوند از ما پنهان نموده است، عقلهای ما آن را درک نمی‌نمایند و افکار ما به حقیقت آن نمی‌رسند. خداوند می‌فرماید: { تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (١٦)فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٧) }(سجده، 16 - 17) «پهلوهایشان از بسترها به دور می‌شود. پروردگار خود را با بیم و امید به فریاد می‌خوانند و از چیزهایی که بدیشان داده‌ایم، می‌بخشند. هیچ کس نمی‌داند در برابر کارهایی که انجام می‌دهند چه چیزهای شادی آفرین و مسرت بخشی برای ایشان پنهان شده است و خداوند نیز سبب این پاداش را چنین بیان نموده است که این به خاطر کارهای بزرگی از قبیل: شب زنده‌داری و انفاق در راه خدا می‌باشد.» 2- درجه‌ها و مقامهای بهشت اهل بهشت براساس اعمال و توفیقی که خداوند به آنها برای انجام اعمال ارزانی نموده است، علاوه بر اینکه با یکدیگر متفاوت هستند، مقامهایشان نیز در آخرت متفاوت خواهد بود؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: { وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى (٧٥) } (طه، 75) «و هر که با ایمان و عمل صالح، پیش پروردگارش رود، چنین کسانی دارای مراتب والا و منازل بالایند.» دوستان مؤمن خدا نیز در این مقامها بر حسب ایمان و تقوای خود قرار دارند. خداوند متعال می‌فرماید: { مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا (١٨)وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا (١٩)كُلا نُمِدُّ هَؤُلاءِ وَهَؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا (٢٠)انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلا (٢١) } (اسراء، 18 – 21) «هر کس که دنیای زودگذر را بخواهد، آن اندازه که خود می‌خواهیم و به هر کس که صلاح می‌دانیم هر چه زودتر در دنیا بدو عطا خواهیم کرد؛ سپس دوزخ را بهرة او می‌کنیم که آتش آن می‌سوزد در حالی که مورد سرزنش و رانده و مانده است و هر کس که آخرت را بخواهد و برای آن تلاش سزاوار را از خود نشان دهد، در حالی که مؤمن باشد این چنین کسانی تلاششان بی‌سپاس نمی‌ماند و ما هر یک از اینان و از آنان را از بخشش پروردگارت کمک می‌رسانیم. بخشش پروردگارت هرگز ممنوع نگشته است. ببین چگونه برخی را بر برخی دیگر برتری داده‌ایم و در آخرت، درجات بزرگ‌تر و برتریها سترگ‌تر است.» 3- نهرهای بهشت قرآن کریم در آیه‌های زیادی از نهرهای بهشت، یاد نموده است و می‌فرماید: { مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ (١٥)}(محمد، 15) «وصف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است، در آن رودبارهایی از آبی است که گندیده و بدبو نگشته است و رودبارهایی از شیری است که طعم و مزه آن متغیر نشده است و رودبارهایی از شرابی است که سراپا لذت برای نوشندگان است و رودبارهایی از عسلی است که خاص و پالوده است و در آن جا، آنان هرگونه میوه‌ای دارند و از آمرزش پرودرگارشان برخوردارند (آیا چنین کسانی) همانند کسانی‌اند که در آتش دوزخ جاویدان می‌مانند و از آب داغ و جوشان می‌نوشند که اندرون و روده هایشان را پاره پاره می‌کند و از هم می‌گسلد.» 4- چشمه‌های بهشت در بهشت چشمه‌های زیادی است که طعم و جویبارهای آن مختلف است؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: { إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (٤٥)} (حجر، 45) «بی‌گمان پرهیزگاران در میان باغها و چشمه‌ساران به سر می‌برند.» و می‌فرماید: { إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَعُيُونٍ (٤١)}(مرسلات، 41) «بی‌گمان پرهیزگاران در سایه‌ها و چشمه‌ها به سر می‌‌برند.» و در توصیف آن دو باغی که برای کسی آماده نموده است که از پروردگارش می‌ترسد، می‌فرماید : { فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ (٦٦)}(رحمان، 66) «در آن باغها چشمه‌هایی است که قلقل کنان از زمین می‌جوشند.» در بهشت نیز دو چشمه وجود دارد که بندگان مقرب، آبهای خالص آن را می‌نوشند و نیکوکاران از این دو چشمه آب آمیخته و مخلوط می‌نوشند و یکی از آنها چشمة کافور است؛ چنانکه می‌فرماید: { إِنَّ الأبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا (٥)عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا (٦)}(انسان، 5 – 6) «نیکان جامهای شرابی را سر می‌کشند و می‌نوشند که آمیخته به کافور است. (این جامها پر می‌شود از) چشمه‌ای که بندگان خدا از آن می‌نوشندو هر کجا که بخواهند، با خود روان می‌کنند و می‌برند.» خداوند خبر داده است که نیکان نوشیدنی مرکبی می‌نوشند، در حالی که برخی از بندگان خدا، آن را خالص می‌نوشند. چشمة دوم، چشمة تسنیم است؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: { إِنَّ الأبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ (٢٢)عَلَى الأرَائِكِ يَنْظُرُونَ (٢٣)تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ (٢٤)يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ (٢٥)خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ (٢٦)وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ (٢٧)عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ (٢٨)} (مطففین، 22 – 28) «بی‌گمان نیکان در میان انواع نعمتهای فراوان بهشت به سر خواهند برد. بر تختهای مجلل تکیه می‌زند و می‌نگرند. خوشی و خرمی و نشاط را در چهره‌هایشان خواهید دید. به آنان از شراب زلال و خالصی داده می‌شود که دست نخورده و سربسته است. مهر در بند آن، از مشک است مسابقه دهندگان باید برای به دست آوردن این با همدیگر مسابقه بدهند و بر یکدیگر پیشی بگیرند. آمیزة آن تسنیم است که مقربان از آن می‌نوشند.» یکی از چشمه‌های دیگر بهشت، چشمه‌ای است که سلسبیل نامیده می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید: { وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلا (١٧)عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلا (١٨)} (انسان، 17 – 18) «در آن جا جامهای شراب بدیشان می‌دهند که آمیزة آن زنجبیل است، چشمه‌ای که در بهشت است و سلسبیل نامیده می‌شود.» 5- توصیف برخی از درختهای بهشت الف – سدرة‌المنتهی: خداوند از این درخت در قرآن یاد نموده و خبر داده است که رسول خدا جبرئیل را در صورت اصلی خود نزد این درخت دیده است و نزد آن، جنت مأوی است؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: { عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (١٤)عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (١٥)إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى (١٦)مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى (١٧)}(نجم، 14 – 17) «نزد سدره‌المنتهی که در کنار آن بهشت که منزلگاه است وجود دارد. آن گاه که سدره را فرا گرفت آنچه فرا گرفت. چشم به خطا نرفت و سرکشی نکرد.» ب – درخت طوبی: طوبی، درخت بزرگی است که لباسهای بهشتیان از آن ساخته می‌شود؛ چنانکه ابوسعید خدری رضي الله عنه می‌گوید: پیامبر اکرم صلي الله عليه و سلم فرمود: «طوبی، درختی است در بهشت که مسیر آن صد سال است و لباسهای اهل بهشت از برگهای آن، ساخته می‌شوند.»[1] یک سوار، سایة آن را صد سال طی می‌نماید. درخت بزرگی است که اندازه آن را کسی جز خدا نمی‌داند. فقط رسول خدا میزان بزرگی آن را در حدیثی که بخاری از ابوهریره نقل کرده، چنین بیان فرموده است: «در بهشت درختی وجود دارد که سوارکار، در صد سال سایه آن را طی می‌نماید.» و خداوند توصیف این درخت را چنین یاد می‌کند: { وَظِلٍّ مَمْدُودٍ (٣٠)} (واقعه، 30)[2] «و در میان سایه‌های فراوان و گسترده و کشیده.» که این آفرینش شگفت‌انگیز بر قدرت سازندة آن دلالت می‌نماید. 6- خوراک و نوشیدنیهای اهل بهشت خدا می‌فرماید: در بهشت خوردنیها و نوشیدنیهایی است از هر نوعی که در دل انسان بخواهد

پنج بخش بزرگ احکام الهی

چنانچه احکامی که الله پاک به وسیله قرآن کریم ونبی اکرم(ص)به انسانیت داده اندبرپنج بخش بزرگ تقسیم می شوندکه عبارتند: عقاید عبادات معاملات معاشرت اخلاق دربخش عقاید، الله پاک حقایقی رابه انسانها تعلیم نموده است که دانستن وباورکردنشان برای مقصد تخلیق و آفرینش وی ضروری می باشد مثلا :توحید،رسالت ،آخرت ،تقدیر،ملائکه ودیگرعقایداساسی اسلام که نه تنهااعتراف به حقایقی ماوراء طبیعت می باشد بلکه براساس آن پایه عمارت زندگی راحت ودلکش بنا شده است. هرگا این باورها در قلب انسان جا یگزین شد وانسان به این حقیقت پی برد که قدرت حقیقی این کائنات ازآن الله پاک است والله هر لحظه برمن واقوال وافعال من نظارت دارد وسر انجام باید جهت پاسخگویی اعمال خود به بارگاه رب العالمین حاضر شوم خود به خودازتمایلات اوبه سوی بدی ها کاسته وبررغبت او به نیکی هاافزایش پیدا خواهد شد. عبادت: شامل نماز، روزه، حج، زکوه ، قربانی و... می باشد. هدف از این عبادات پدید آوردن ارتباط وتعلق خاص با الله پاک است آنچه را انسان به وسیله عقاید درعقل وذهن خود گنجانده بود عبادات آنهارادر روح وروان وی چنان استحکام می بخشند که رفته رفته این عقاید صورت عشق به خودمی گیرند فطرت انسانی ایجاب می کند که از خالق ومالک خود امیدوار بوده وبه پیشگاه او سرنیاز فرود آورد، ودر همه مشکلات اورابخواند و در حضور وی تمام عجز ونیازخود رااظهار کند،چنانچه عبادات این جذبه فطری انسان راتسکین بخشیده وبه او سرور روحانی عطا می کنند که در نتیجه،انسان حاکمیت الله پاک رانه به اجبار بلکه با عشق ومحبت وذوق وشوق می پذیردودر مقابلآن سرتسلیم خم می نماید ودرهمین عالم عشق ومحبت ندا درمی دهدکه:(همانا نماز،قربانی ،زندگی ومرگ من برای الله است که پروردگار جهانیان است). سومین بخش قوانین حیات بخش قرآنی معاملات است یعنی معاملاتی که انسان بابرادرخود انجام می دهدکه در آن ، خریدوفروش ،تجارت وملازمت ،صنعت وزراعت وغیره نیزشامل اند،دراین بخش،اسلام دستورات بسیارگسترده وسیعی داردلیکن سرچشمه تمام احکام این آیه قرآنی است که : (ای اهل ایمان اموال همدیگر رابه باطل(ناحق) نخورید مگراینکه تجارتی باشد که بارضامندی شما صورت گرفته است).الله درجایی دیگر می فرماید:که نه تنهاکسب رزق برای شماجایز،بلکه واجب نیزمی باشدولی حق تعیین حدودآن به دست شما نیست بلکه در اختیار الله است وشما صرفا درچارچوب حدودمقرره الله حق فعالیت اقتصادی را داریدوتمامراه های کسب که از این چارچوب خارج باشندباطل وناحق هستندواگرتسلیم حاکمیت الله هستیداختیارنمودن آن راه هابه هیچ وجه جایز نخواهد بود،هرچند که در آن منفعت مادی فراوانی وجودداشته باشد.( دراینجامجالی برای تفصیل بیشترنیست،اما جهت روشن نمودن شایداین قدرکافی باشدکه یک چهارم احکامی که فقهای امت ازقرآن وسنت به صورت فقه مدون کرده اند مربوط به عبادات وسه چهارم دیگر مربوط به معاملات می باشد. چهارمین بخش ازدستورات قرآنمعاشرت چگونه زیستن است که در آن آداب زندگی انفرادی ازقبیل نشست وبرخاست رفت وآمد،خوردونوش،پوشاک،خواب وبیداری بیان شده است وازطرف دیگر آداب ومعاشرت با پدرومادر،برادر،خواهر،زن وبچه،عزیزواقارب،دوستان ودیگرمردم تعلیم داده شده است.این بخش دامنه ی گسترده ای داردودراین باره کتابهای مفصلی نگاشته شده امااصول بنیادین آن سرور کائنات (ص)با این الفاظ بیان فرموده اندکه:((مسلمان کسی است که مسلمین دیگر،ازآزار،دست وزبانش محفوظ بماند))خلاصه اینکه هیچ احدی نبایدبا قول فعل یارفتار خودباعث آزاردیگران شود تمام احکام معاشرتی اسلامگردهمین محور می چرخند چنانچه قرآن کریم وسنت تمام اموری را که به ناحق موجب ایذا دیگران باشدقدغن وممنوع نموده اند،وبراساس ارشاد قرآنی آزاریک فردبه منزله آزارواذیت کل انسانیت می باشد چنانچه ارشاد میفرماید:((کسی که بدون قصاص وکیفر فسادبرروی زمین،شخصی رابکشدگویاتمام انسانیت را قتل نموده است))درسوره حجرات به طور خاص براحکام معاشرت تاکید شده وازغیبت ،جنگودعوا،تمسخرواستهزاء به شدت ممانعت به عمل آمده است. پنجمین بخش ازدستورات حیات بخش قرآنی مربوط به اخلاق است،،،اعمال زندگی ظاهری انسان در واقع عکس اخلاق درونی او می باشدلذاقرآن کریم پیرامون اخلاق نیزاحکام مفصلی داردوبرانسان فرض نموده است که خود راباصفات پسندیده ای چون تواضع،ایثار،مروت،سخاوت ،شجاعت،تحمل وبرد باری آراسته واز صفاتی مانند تکبر،خودپسندی،خشم ،حسد،بغض عداوت،بخل وبزدلی وعجلت پسندی،خودرامحفوظ وبدور دارداز این جهت قرآن بیان می داردکه انبیاء علیهم السلام بدین منظور به دنیا فرستاده شده اندتاعملا تربیت اخلاقی افراد رابه عهده گیرندوپس از پیامبران الهی پیروان صادق آنان این وظیفه پیغمبرانه راانجام می دهند-ازاین روی برهر مسلمان لازم است که جهت تربیت اخلاقی خویش ،صحبت پیروان راستین انبیاء رااختیارنموده واز آنان تربیت حاصل نمایند ارشاد الله پاک است که:(((ای اهل ایمان! ازالله بترسیدوباراستگویان باشید)))الله پاک به همه من وشما توفیق خالصانه عنایت بفرماییند.آمین ثم آمممممیییییییین

داستان دوستی با خدا

                                                               تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

درزمان حضرت موسی (ع) وقتی نبی می خواست به کوه طور برود وبا خدا صحبت

 کنه شخصی ازاون قوم به حضرت موسی (ع) گفت هر وقت رفتی با خدا هم کلام

 شدی به خدا وند بگو من می خواهم باهات دوست بشم حضرت موسی (ع)رفت وبا

 خدا هم کلام شد وبه خداوند گفت یکی از بنده هات می خواد باهات دوست بشه

 الله پاک ارشاد فرمودند که برو به بنده من بگو که من باهات دوست شدم

حضرت موسی (ع) سری بعد که می خواست به کوه طور بره وبا خدا هم کلام بشه

 باز دوباره همون بنده خدا از موسی خواست تا به خدا بگه من نمی خوام باهات

 دوست بشم موسی (ع)پرسید چرا؟اون در جواب گفت از روزی که با خدا دوست

 شدم تمام مال واموالم رو گرفت.

حضرت موسی (ع)پیغام بنده اش رو به خداوند رساند الله پاک که از دلهای آدمها

 باخبره ارشاد فرمودند که برو به بنده من بگو هر وقت که من با کسی دوست شدم

 هرگز رابطه دوستیمو قطع نمی کنم وبهش بگو من باهات دوستم

دوستی با خدا

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                                                                                                                                      

  توی این دنیا ما با هرکسی دوستی میکنیم اما تا بحال شده با خداوند مهربون

دوستی کنی؟

نه این دوستی هایی که هرچه دلمون بخواد بکنیم. یکی میگه من دوست خدایم

 یا خدایا دوستت دارم اما حرف شیطانو گوش میکنه اون چیزی که دلش بخواد انجام

 میده واون چیزی که خداوند متعال  خواسته رو زیر پا می زاره پس این دوستی

 نیست

این فریب شیطونه.

همون وقتی ما میتونیم بگیم که ما با خدا دوستیم هرچه خداوند گفته رو انجام بدیم

وهرچه خدا از ما خواسته با جان دل قبول کنیم.

وهر انسانی که با خداوند دوست شد مورد امتحان خدا قرارمیگیره تا بنده خودشو

 امتحان کنه   آیا راست میگه یا نه؟

هرکسی با خدا دوست شد هیچ وقت ضرر نمی کنه)

محبت

                                      محبت

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com روز قیامت

خداوند به فرشتها دستور می دهد همون محبتی که داخل قلب بنده من

 وجود دارد رو وزن کنید فرشته ها بنده رو میارند جلوسینه اونو پاره میکنند وقلب اونو

 بیرون میارند بعد از آن دل انسان پاره میشه  واون ذره محبتی که داخل دل انسان

 باشه رو  روی ترازوی اعمال می زارند ووزنش میکنند چقدر وزن آن باشدوبه همان

 اندازه معلوم میشه که انسان با خدا محبت داشته .

امروزه تمام محبتها در دل مسلمان وجود داره به غیر از محبت خداوند پاک ومهربون.

دردل باید محبت خدا بیاد

                                                                                                                  

 در دل آدمی این قدر محبت غیرالله وجود داره که فراموش کرده که این دل انسان باید

 پر از محبت خدا بشه نه محبت مخلوق خدا

توی این دل جای هیچ کس وهیچ چیز نیست فقط جای خدا ومحبت خدا ورسولشه.

در دل من همه محبتها اومده به غیر از محبت رب العزت

محبت آدمها ،محبت مال،محبت اولاد،محبت ماشین ،محبت ساختمان وغیره... (همه

 اینها یه روزی تموم

 میشن ودر حقیقت اینها چیز فانی وتموم شدنی هستند) تنها چیزی که از این

 محبتها میمونه اون

 محبت  دل انسان نسبت به خداوند مهربونه

محبت خداوند نسبت به انسانها

                                                     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             
www.bahar22.com

الله پاک انسانها رو بی شمار دوست دارند و اونهای رو که مورد امتحان قرار می دهند

 رو بیشتر دوست داره .چون که خدا می خواند اونها توی مشکلات وسختیها الله رو

 بیشتر یاد کنند ودلیل هم همینه هر انسانی که یه چیزی رو زیاد تعریف کنه محبت

 اون چیز بیشتر توی دلش میاد وهر چه محبت بیشتر باشه خود به خود به طرف اون

 چیز کشیده میشه پس خداوند می خواد اونها به طرفش کشیده بشن ورابطه اونها

 با خداوند بیشتر بشه.

بعضی ازآدمهای خوب فکر میکنند که خدا مارو دوست نداره که ما داریم عذاب می

 کشیم در حقیقت این فریب شیطان بدبخته خوب فکر کنید که خدا چقدر دوستتون داره.

هدف انبیا(ع.م)

                                                  


بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

                             

هر نبی که می آمد هدف ،کار، ومقصد ش چه بود؟

هدف،،، نبی این بود تمام انسانها  رخ قلبیشون به طرف خدا باشه وبا خدا رابطه

 داشته باشند.

مقصد،،، نبی این بود که همه از عذابهای بعد از موت نجات پیدا کنندودر مهمان خانه

 خدا داخل بشن.

کار،،، نبی این بود که انسانهارو به طرف خداوند راهنمایی کردن تا همه به خدا برسند

 وحاجت روا ومشکل گشای خودشونو خدا بدونند

سوال از عزیزان

                                                       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

یه سوال از همه دوستان وعزیزانی که با اومدنشون کلبه حقیرانه منو نورانی می کنند

 رو دارم.

آیا تا بحال ما تلاش کردیم که به خدا برسیم که این همه مهربونه واین همه مارو

 دوست داره پس اگه واقعا

 می خواهیم به خدا

 برسیم باید تلاش کنیم.قربان همه شما ...............بهترینها..............راستی نظرات

 قشنگتونو بدین.

 

صفات عاشقان

 

عشق را سه مقام است: مقام اول :کشش،یعنی از جانب محبوب آوازه{یحبهم}

 پیداشود وازجانب محب(یحبونه)

گر سر از طوق ارادت میکشم               طوق اکراهم بگردن می کشد

 عاشقان را نیست از خود اختیار             طبع مغنا طیس آهن می کشد

 

مقام دوم:کوشش یعنی در بادیه(جاهدو وافینا) قدم بگذاردودر آن راه سختی بکشد

 وبه طریق سعی به کعبه(صفای لهدینهم سبلنا)مشرف شود.

مقام سوم:نیزکشش است،یعنی چون به محبوب رسد محو شود.

 

عشقی که به عاشقی جگر میسوزد           در صحبت معشوق تبر میسوزد

 مه در بر خورشیدفنامیگرد د              پروانه زوصل شمع میسوزد

عشق خدایی

                                                            بهاربيست                   www.bahar-20.com   

 عشق

را ازعشقه که نوعی گیاه است که به هرچه رسد نابودش می کنه رو گرفته اند.

 عشق دردی است که درمان نپذیرد هرگز        عاشق دل شده سامان نپذیرد هرگز

 برتن هرکس از این تیغ بلا زخم آید          کشته گردد که دگر جان نپذیرد هرگز

یحیی بن معاذ(رح)

                                                             تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

در تفسیرثعبلی  آمده که:یحیی بن معاذ گفت:اگر خداوند کیفرگناهان بندگان را به من

 واگذار کند هیچ

 عاشقی را عذاب نکنم:گفتند:اگر گناه کار باشند؟ گفت :عقوبت نکنم که عاشق

 اختیاری نیست، بلکه

 اظطراریست.

عاشق شب وروز قرار ندارد گاه در بادیه اشتیاق به زبان لبیک گشاده وگاه درزاویه

 فراق سربر زانوی

 حسرت نهاده.

معنی عشق

                                                   تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

معنی عشق

حکایت شده است،که منصورحلاج در زندان بود،علامه شبلی(رح)از او پرسید ای شیخ عشق

 چیست؟حلاج (رح)گفت: فردا به تو خواهم گفت: چون صبح شد،منصور حلاج را به پای داربردند،چون

 چشمش به علامه شبلی افتاد،فرمود: عشق اولش سوختن است ،آخرش پای دار رفتن.

اون بزگواران  عاشق حق بوده اند  نه عاشق مخلوق خدا.