عاشق   خدابودن


توی این دنیا عاشق زیاده اما بعضی یاشون هنوزمعنی عشق رو


نفهمیدن وهرکسی عشق رو  به سطح فکرخودش معنی می کنه من


تمام معنی ها رو دریک کلام خلاصه می کنم عشق یعنی تعلق نه تعلق


زبانی یا تعلق دست وصورت بلکه تعلق دل انسان،مثال خالص بودن


عشق: مثل کسی می مونه که با زبان ذکر (لااله الاالله)رامی کنه این


بایدهزاردفعه این ذکر رابا زبان،اما با توجه به الله بکند



تا یک دفعه دل اون بگه  (لا اله الا الله)این ذکر دل از ذکر زبان بالا


تره بایدهزاردفعه دل انسان بگه (لااله الا الله )تاروح انسان به حرکت


دربیادوبگه لااله الا الله بازذکر روحی بالا تر ازذکرقلبی است واین


ذکر نزد الله پاک ارزش داره واین ذکر است که خالص،عاشق بودن


همین حالو داره

 

یکی عاشق یه پسر یادختریه تاکه به هم رسیدند کم کم ازیک د


یگرفاصله می گیرند وازهم جدامی شند  پس این عشق نیست بلکه


شهوت است ،عاشق اونیه،که هشتصدهزارسا ل چشماشو دوخته به


معشوق خودش،چشماش پلک هم نمی زنه، دربهشت وقتی که الله پاک


هفتادهزارپرده نوری رابازمی کنه تا عاشقان اون رانگاه بکنند تمام


عاشقان حق چشماشونودوختن به معشوقشون حتی چشماشون پلک هم


نمی زنه الله پاک صدامی کنه بسه پردهای نوری راببندید عاشقان


میگویندچقدرکم  گذاشتی ماهنوزسیرنشدیم صدای می یادشماهشتصد


هزارسال است چشما تون دوختین به من ومنونگاه می کنید،



آنهاعاشقند،نه من تا که رسیدم به معشوق  خودم ازاون جدامی شم،پس


معنی عشق یعنی تعلق،تعلق یعنی رابطه قلب بامشوق، ما می گیم  فلا


نی رادوست دارم عاشقشم اما زبا نی،


عشق یعنی تعلق .........تعلق........تعلق


       ........................................؟