و نیزعدم صدور عبادات ازبعضی جن وانس هم منافاتی با این مطلب ندارد،زیراحاصل :«لیعبدُون » ناشی ازاراده ی تشریعی است، یعنی امربودن آنان به عبادت ،مبتنی براراده ی تکوینی ،یعنی اجبارکردن آنها برعبادت نیست ،وتخصیص جن وانس بدان جهت است که مرادازعبادت ،عبادت بالاختیاری وابتلا ست ،وملائکه اگرچه عبادت می کنند ولی مورد ابتلا قرارنمی گیرندومخلوقات دیگرچون حیوانات ونباتات وغیره ،اختیاری ندارند،حاصل مطلب اینکه (خداوند می فرماید)هدف من به کار گرفتن آنها درعبادت شرعی است،وبجزاین )من ازآنان روزی دادن(مخلوقات را) نمی خواهم ،ونیزنمی خواهم که به من روزی دهند بلکه خداوند خود رازق همه هستند والله تعالی نیرومنداست که احتمال عقلی عجز،ضعف ودیگرنیازمند یها،درذات مقدس او را ندارد.

این مطلب ظاهراًبادواشکال مواجه است اول آنکه چون مخلوقی راخداوند برای امرخاصی آفریده است وخواست او بوده است که این امر را انجام دهند،پس عقلاًمحال وغیر ممکن است که آن مخلوق بتواندازآن منحرف شود،وسرکشی کند زیراانجام هرکاری بر خلاف مشیت وخواست خدا،محال است اشکال دوم اینکه دراین آیه هدف آفرینش انسان وجن درعبادت منحصر شده است ،درصورتی که درآفرینش آنها علاوه برعبادات فواید وحکمتهای دیگری هم وجود دارد.

امرالهی مشروط به اختیارانسانی است لذاوقوع خلاف آن محال نیست یعنی خداوند به همه دستورعبادت داده است،ولی همراه با این دستور به آنها اختیارداده است،پس گروهی این اختیار خدادادی را صحیح به کاربرده وعبادت پرداخته اند ،وبعضی دیگر به غلط استفاده نموده از عبادت سر باز زده اند، این رأی حضرت علی (رض)است که امام بغوی آن رانقل نموده است ودرتفسیرمظهری بیان شده است،که مطا بق آن،مرادازآیه این است که «ماخلقت »آنهارابه نحوی انجام دادیم که دروجود آنهااستعداد وصلاحیت عبادت را نهادیم ،چنانکه درطبع هرجن وانس این استعداد فطرتاً موجود است پس گروهی آن رادرمسیر صحیح بکارمی برند وپیروز می شوند وبعضی دیگر آن رادرمعاصی وشهوات تضییع می نمایند،ومصداق این موضوع ،آن حدیثی است که رسول الله (ص)فرمود:«کل مولود یولد علی الفطرة فابواه یهودانه او یمجسانه » هرنوزادی براساس فطرت متولد می شود،پس پدرومادراو را از فطرت باز می دارند ،یهو دی یا مجوسی بارمی آورند

مقصودازآفرینش برفطرت درنزداکثرعلما ،آفرینش بردین اسلام است چنانکه دراین حدیث آمده است دروجودهرانسانی طبعاً وخلقتاًاستعداد وصلاحیت دین وایمان به ودیعت گذاشته شده است وچه بسا پدر ومادراین استعداد راضایع می کنند ،وبرمسیر کفر سوق می دهندوهم چنین این آیه :«ما اُریدُ مِنهم من رزقٍ» یعنی من با آفریدن جن وانس طبق عادت عموم مردم ،نفع ذاتی خود را درنظر نگرفته ام ،تا آنها برای من ،یا برای خود ،یا عموم مخلوقات ،روزی پدید بیاورندویا با کسب خویش مرا روزی بدهند تمام این گفتگو مطابق روش وعادت عامه ی انسان آورده شده است ، زیراهدف بزگترین انسان که برده ای می خرد ومبالغی بر او صرف می نماید این است که او رابکار گیردوضروریات خود رادفع نموده درکاراز او کمک حاصل کند ویا او ازکسب خویش به آقا بدهد تا اِمرار معاشش تعمین گردد،وحق تعالی ازهمۀ اینها پاک ومنزه می باشد لذا فرمود:هدف من ازآفریدن آنها،نفع ذاتی خودمننیست «ذنوباً» لفظ (ذنوب )به فتح ذال دراصل به دلوبزرگ گفته می شود برعموم چاههای موجود درروستاها ،جهت سهولت امربرداشت آب ،نوبت مقرر می گردد،وهرکسی به نوبه ی خود آب بر می دارد بنا بر این دراینجا لفظ ذنوب به معنای نوبت است .

مقصود این است که به امتهای گذشته درزمان خودشان فرصت عمل داده شد وچون هر کدام درنوبت خود کارنکردند گرفتارعذاب الله پاک شدندوازبین رفتندهم چنین برای مشرکین زمان حاضرنوبتی مقرر است که اگر تا آن زمان ازکفر خودباز نیامدندبه عذاب الهی گرفتار خواهند شد وگاهی موقه الله پاک به ماانسانها گوشزد مکند تاکه اعمال خودمان رادرست وصحیح کنیم اگردرست نکردیم چه دراین جهان وچه درآن جهان: یک روزی گرفتارمی شویم وگرفت الله پاک سخت است ودرمورد«اولیعرفون» یعنی معرفت وشناخت الله(ج) هرانسانی که معرفت الله دردلش آمد هرگز ازالله پاک فاصله نمی گیرد وهروقت شناخت الله دردل انسان پیدا شد یقین وباور انسان درست وصحیح می شود وهروقت که یقین درست شد انسان نزدیکی الله پاک را حاصل می کند وهروقت که نزیکی الله حاصل شد بازدوباره خود الله راحاصل می کنیم وهروقت ذات الله پاک حاصل شد ،ازعذاب الله نجات پیدا می کنیم وما مال الله والله مال ما می شود وهیچ وقت نه درد نیا ونه درآخرت پریشان نمی شویم مثلاً الله پاک درقرآن که کتاب آسمانی است ارشاد می فرمایند:( ای تمام مومنان شما دین من الله رانسرت بکنید ومن شما رانسرت ومدد می کنم وقدمهای شما راثابت نگه می دارم )مفهوم آیات قرآن است باید براین آیات قران یقین داشته باشیم پس یقین مادرست می شود با دعوت دادن به ذات الله تاکه معرفت الله راحاصل کنیم ای تمام انسانها کمی فکرکنیم که را همین است وتمامی راه ها بسته شده اند یا اینکه دین الله یاذات الله راحاصل کنیم یا اینکه برای همیشه درآتش سوزناک جهنم بسوزیم همیشه دنبال حقیقت باشیم چون قانون الله است که اصل را می گذارد وباطل را نابود می کند مثل قوم های گذشته ارشاد محمد رسول الله (ص) است : که بعد ازرفتن من از این دنیا من برای شما دو چیزمی گذارم اگر به آنها خوب چسبیدی سربلند می شوید واگرازآن دو فاصله گرفتید برباد وحلاک می شوید صحابه عرض کردند یا رسول الله(ص) آن دو کدامند رسول خدا (ص) ارشاد فرمودند آن دو قرآن پاک وسنت من محمد (ص) باید این دو راخوب چنگ بزنیم تا که از عذاب الهی نجات پیدا کنیم ودرقرآن ومعنی آن خوب فکر واندیشه کنیم واحکامات الله پاک اجراکنیم وسنت حبیب خدارا درظاهر وباتن خودمان بیاوریم وسیرت وصورت رسول خدا را اختیار بکنیم مثال:اگریک شخصی می خواهد آمریکا برود بدون ویزا وپاسپرت نمی تواندبرود واگرمدارکش تکمیل شود اما مهرآن حکوت زده نشود آن شخص را راه نمی دهند اگرمادردنیا سیرت وصورت محبوب خدا محمد (ص) رااختیار نکنیم ،مهرقبولیت الله پاک برروی ویزای ماکه دربهشت داخل بشویم زده نمی شود وما رادرجنت راه نمی دهند پس این سنتها محمد (ص) ویزای ما هستند تا که وارد بهشت بشویم وهر سنتی ازسنتهای رسول پاک (ص)، همان کوچکترین سنت نزد الله (ج)ازعرش معلا هم محبوبتروباارزش ترند وقرآن پاک که درقرآن الله پاک به ما انسانها راه را نشان می دهد تا که راه راپیدا کنیم و برای همیشه خوش باشیم درمهمان خا نه الله (ج)که بهشت می باشد حضرت عمر(رض) که شخصیتی بسیاربزگ بودند به مدت دوازده سال قرآن را ازحفظ کردند چون درمعنی قرآن خوب فکر وتدبرکردند تا که دوازده سال طول کشید پس خوب به این دو چیز چنگ بزنید تا که موفق باشید